سخنان اندیشه برانگیز

یادمان باشد همیشه:
            ذره ای حقیقت پشت هر "فقط یه شوخی بود"
            کمی کنجکاوی پشت "همینطوری پرسیدم"
           قدری احساسات پشت "به من چه اصلا... "
           مقداری خرد پشت "چه میدونم"
         واندکی درد پشت "اشکال نداره" وجود دارد.

 

 

          حکایت لنگه کفش

 پیرمردی سوار بر قطار به مسافرت می رفت . به علتبی

توجهی یک کفش ورزشی وی ازپنجرهقطار بیرون افتاده

بود . مسافران دیگر برای پیرمرد تاسف می خوردند. ولی

پیرمرد بی درنگ کفش دیگرش راهم بیرون انداخت.همه

تعجب کردند .پیرمرد گفت که یک لنگه  کفش نوبرایم بی

مصرف می شود ولی اگر کسی یک جفت کفش نو بیابد، چه 

قدر خوشحال خواهد شد؟" آدم معقول همواره می تواند از

سختی ها شادمانی بیافریندو باآنچه از دست داده است،

فرصت سازی کند.

/ 0 نظر / 13 بازدید