مشق های بچگی

 

با تشکر از آقای مجتبی حسین پور نویسنده وبلاگ سرزمین آسمانی ما

دیروز میگفتم :

مشقهایم را خط بزن … مرا مزن

روی تخته خط بکش … گوشم را مکش

مهر را در دلم جاری بکن … جریمه مکن

هر چه تکلیف میخواهی بگیر … امتحان سخت مگیر

اما،امروز می گویم:

مرا بزن … گوشم را بکش .. جریمه بگو .. امتحان سخت بگیر

فقط مرا یک لحظه هم شده به دوران خوب مدرسه باز گردان

شاید این حرف دل خیلی ها باشه وشایدهم یک عده بگویند: اصلن!

 ولی من با این که هنوز هم روزهای خود را در مدرسه می گذرانم. دلم برای آن دوران،دانش آموزی و مدرسه ام تنگ شد! یاد تکالیف نوروزی که  در غروب سیزدهم فروردین می نوشتم، بخیر!چقدر نوشتم و باز نویسی کردم و هیچ نگفتم! وچقدر شرمنده معلمان،از این که با عجله نوشتم وبد خط. بین خودمان باشه گاهی بعضی متن های بلند فارسی را یک خط در میان می نوشتم!

/ 4 نظر / 11 بازدید
دانش

سلام مبارك باشه طرح جديد زيباست و زيبنده ي مطالب خوبتان

یادداشت های یک سوکس صورتی

باز آدم اینجوری غصش میگیره که ای بابا واقعا داره تموم میشه !! البته مرا بزن ! گوشم را بکش ! امتحان سخت بگیر! ولی خواهشا جریمه نگو[نیشخند]

شیخ نهایی

یادش بخیر [گل]

فطرتی

شاید زیبا ترین خاطراتمان در ان روزها رقم زده شد! افسوس که دیگر برنمیگردد. ممنون از مطلب زیباتون